بچهی مزرعهی شماره یک
































Only yesterday (1991)🎬
"ما هرگز ناامید نمیشویم. ما از گریستن متنفریم، پس بگذار در عوض بخندیم."
"گلها برای هیچکس صبر نمیکنند."
پ.ن: دلم خواست یه بار تو جمع کردن گلبرگها کمک کنم.
































Only yesterday (1991)🎬
"ما هرگز ناامید نمیشویم. ما از گریستن متنفریم، پس بگذار در عوض بخندیم."
"گلها برای هیچکس صبر نمیکنند."
پ.ن: دلم خواست یه بار تو جمع کردن گلبرگها کمک کنم.
رنج گذراست.
به قول جودی: «همیشه بعد از طوفان، آسمونْ آبی و قشنگه.»
قسمت دوم جودی ابوت رو میبینم و گریه میکنم. شور و اشتیاق زیاد جودی برای زندگی رو میبینم. به این فکر میکنم که اگه افکار من از سر جودی هم میگذشت میتونست باز همینقدر امیدوار باشه؟ و چرا از اینکه انتخاب شده بود به دبیرستان فرستاده بشه انقدر احساس عذاب وجدان داشت؟ به نظر میرسه قرعه قرار بوده فقط به اسم یک نفر بیفته و هرکسی جز اون یک نفر از این قاعده جدا بود. خوشبختی تصادفی؟